سفارش تبلیغ
صبا
 
[ و فرمود : ] آنجا که گفتن باید خاموشى نشاید ، و آنجا که ندانند ، به که خاموش مانند . [نهج البلاغه]
 
امروز: جمعه 96 شهریور 31

سراسر دنیا زن را در شکنجه‏گاه ذلت و پستى زندانى کرده بود. به طورى که ضعف و ذلت، یک طبیعت ثانوى براى زن شده و گوشت و استخوانش با این طبیعت مى‏روئید ، و با این طبیعت‏به دنیا مى‏آمد و مى‏مرد.

 کلمات "زن" ،" ضعف و خوارى و پستى" ، نه تنها در نظر مردان، بلکه در نظر خود زنان نیز مثل واژه‏هایى مترادف شده بود، با اینکه در معانى متفاوتى وضع شده بودند ، و این خود امرى عجیب است، که چگونه در اثر تلقین و شستشوى مغزى ، فهم آدمى واژگونه و معکوس مى‏گردد.

اسلام ، عقائد و آرائى که مردم در باره ی زن داشتند و رفتارى که عملا با زن مى‏کردند را بى اعتبار نمود و خط بطلان بر آن ها کشید.

... و تو کاربرعزیز اگر به فرهنگ محلى امت‏ها مراجعه کنى، هیچ امتى را نخواهى یافت، نه امت هاى وحشى و نه امت هاى متمدن که مثل‏هائى سارى و جارى در باره ی ضعف زنان و خوارى آنان، در آن فرهنگ وجود نداشته باشد ، بلکه به هر یک از این فرهنگ‏ها مراجعه کنى، خواهى دید که با همه اختلافاتى که در اصل زبان و سیاق‏ها و لحن‏هاى آن هست، انواعى از استفاده و کنایه و تشبیه مربوط به کلمه "زن"خواهى یافت، و خواهى دید که مرد ترسو و یا ضعیف و یا بى عرضه و یا خوارى طلب و یا ذلت پذیر و یا تن به ذلت ده را زن مى‏نامند.

 

و این به تنهائى براى اهل تحقیق کافى است که بفهمد جامعه بشرى قبل از اسلام چه طرز تفکرى در باره ی زن داشته است، و دیگر حاجت ندارد به اینکه سیره‏نویسان و کتب تاریخى فصل جداگانه و یا کتابى مختص به دادن آمارى از عقائد امت ها و ملت ها در مورد زنان نوشته باشند.
در هیچ تاریخ و نوشته‏اى قدیمى چیزى که حکایت از احترام و اعتنا به شان زن کند ، نخواهى یافت، مگر مختصرى در تورات و در وصایاى عیسى بن مریم (ع) که باید به زنان مهربانى کرد و تسهیلاتى براى آنان فراهم نمود.

... و اما اسلام یعنى آن دینى که قرآن براى تاسیس آن نازل گردیده ، در حق زن نظریه‏اى ابداع کرده که از روزى که جنس بشر پا به عرضه دنیا گذاشت تا آن روز چنین طرز تفکرى در مورد زن نداشت، اسلام در این نظریه خود ، با تمام مردم جهان در افتاد ، و زن را آنطور که هست و بر آن اساسى که آفریده شده ، به جهان معرفى کرد ، اساسى که به دست‏بشر منهدم شده و آثارش نیز محو گشته بود.

اسلام ، عقائد و آرائى که مردم در باره ی زن داشتند و رفتارى که عملا با زن مى‏کردند را بى اعتبار نمود و خط بطلان بر آن ها کشید.

 

مقام زن در اسلام و در آئین‏هاى دیگر

مرد و زن ، دو فرد ، از یک نوع و از یک جوهرند ، جوهرى که نامش انسان است، چون تمامى آثارى که از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده ، در صنف زن نیز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبیل سخاوت، شجاعت، علم خویشتن دارى و امثال آن دیده شده ، در صنف زن نیز دیده شده است)آن هم بدون هیچ تفاوت.

 

 به طور مسلم ظهور آثار نوع ، دلیل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نیز انسان است، بله این دو صنف در بعضى از آثار مشترکه(نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن) از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ، ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانیت، باعث آن نمى‏شود که بگوئیم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست.

در یونان قدیم زن را پلید و دست‏پرورده شیطان مى‏دانستند و رومیان و بعضى از یونانیان معتقد بودند که زن داراى نفس مجرد انسانى نیست و مرد داراى آن هست .

و با این بیان روشن مى‏شود که رسیدن به هر درجه از کمال که براى یک صنف میسر و مقدور است ، ‏براى صنف دیگر نیز میسور و ممکن است و یکى از مصادیق آن استکمال هاى معنوى، کمالاتى است که از راه ایمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‏شود ، با این بیان کاملا روشن مى‏شود که در این بحث، بهترین کلام و جامع‏ترین و در عین حال کوتاه‏ترین کلام همین عبارت: "انى لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثى بعضکم من بعض"است .

بیشتر امت هاى قدیم معتقد بودند که عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذیرفته نیست، در یونان قدیم زن را پلید و دست‏پرورده شیطان مى‏دانستند و رومیان و بعضى از یونانیان معتقد بودند که زن داراى نفس مجرد انسانى نیست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 میلادى در فرانسه کنگره‏اى تشکیل شد تا در مورد زن و اینکه آیا زن انسان است‏یا خیر بحث کنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحث هاى بسیار، به این نتیجه رسیدند که بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلکه انسانى است مخصوص خدمت کردن بر مردان، و نیز در انگلستان تا حدود صد سال قبل ، زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى‏شد .

 

... و کاربر عزیز ! اگر در این باب به کتابهائى که در باره ی آراء و عقاید و آداب ملت‏ها نوشته شده مراجعه کنید به عقایدى عجیب تراز این ها  برمى‏خورید. پس شایسته است به دینی چنین کامل و جامع افتخار کنیم و بدانیم عمل کردن به قوانینی که برای زنان از جانب این دین وضع شده است صد در صد در جهت حفظ سلامت وارتقای آنان است .

 

منبع : کتاب ترجمه المیزان، (ج 4، ص 140 )  و (جلد 2 صفحه 405 )

نویسنده: علامه طباطبایى

با تلخیص


 نوشته شده توسط یک گمنام در دوشنبه 87/7/29 و ساعت 2:0 صبح | نظرات دیگران()
درباره خودم

خاطرات
یک گمنام
شهیدان از همان آغاز ،ساکنان بهشت عدن الهی بوده اند.

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 14
مجموع بازدیدها: 122896
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه
 
وضیعت من در یاهو